تبليغاتX
از جنس صداقت
از جنس صداقت



داستان جدیدی نیست...

داستان جدیدی نیست . داستان نمایشگرانی که محبوب عامه مردم هستند . در هر دوره و تاریخی نگاه کنی یکی دو نفر شاخص را پیدا می کنی که با نمایش دادن مردم را سرگرم کرده اند  و مردم هم دوستشان داشته اند .این طور آدم هاالبته همیشه مطرود جریان های روشنفکری محسوب می شدند . این هم لابد از آن تقابل دیرینه و باستانی روشنفکر و عامه می آید . اما داستان مهران مدیری به عنوان یک نمایشگر محبوب و مشهور کمی متفاوت است  از بقیه. او در این همه سال نمایش دادن موفق شده دل روشنفکران یا به اصطلاح بینندگان نخبه را به دست آورد. می توان برای این اتفاق هزار دلیل تراشید . این که روشنفکران تازگی بی ادا و با ادا به پدیده های عامه پسند روی خوش نشان می دهند  یا اینکه مهران مدیری فردی ست متفاوت  از همه نمایشگران دیگر و خودش اصلا یک جورهایی از تیره و طایفه  همان آدم های نخبه  است یا هیچ کدام از این ها. تلویزیون آنقدر قدرت ونفوذ دارد که همه را یکجا می بلعد. کاری به نخبه و عامه و این طور چیزها نداریم . مهران مدیری هم نمایشگری ست که صحنه نمایش اش تلویزیون است.

 

شروع دوباره نمایش از نقطه صفر

 

مدیری دیگر باید به این طور چیزها به این پایان های ناگهانی و به این فید شدن های هرچند وقت یکبار عادت کرده باشد. همین هشت سال پیش بود که بعد از چند سال محرومیت و ممنوعیت به تلویزیون بازگشت. با برنامه هایی تحت عنوان نوروز77 برنامه ای که بر عکس برنامه های مدیری موفق نشد مخاطب زیادی را به خود جذ ب کند.

شوخی هم نیست سال ها نبودن. این سا ل ها خیلی راحت می تواند فراموشی بیاورد. مردم زودتر از آنچه که فکر کنی نمایشگران محبوب خود را از یاد می برند. مدیری هم فراموش شده بود.

بازگشت اش از آن طور بازگشت ها نبود  که همه انتظارش را داشتند.

روزی که بعد از سا ل ها روی آنتن نبود ن باز چهره و صدایش ازتلویزیون پخش شد . تازه انگار برگشته بود به نقطه صفر. انگار همان گمنام سا بق بود که باید تلاش می کرد تا بار دیگر دلها را به دست بیاورد و تماشاگرانش را پیدا کن. همین بود که کمی طول کشید . نوروز77 تبدیل شد به جنگ77 با آیتم های نمایشی که لا بلای سخنوری های مجری پخش می شد .

مدیری هنوز نتوانسته بود سر رشته کار را در دست بگیرد . تا این که جنگ77 وارد مرحله جدیدی شد. مجری خشک و جدی برنامه کنار رفت و وظیفه پر کردن تایم میان آیتم را خود مدیری با اجرای متفاوت و طنز بر عهده گرفت . برنامه اندک اندک داشت جای خود را باز می کرد. رگ خواب مردم آمده بود در دست نمایشگر .گروه جدیدی که مدیری  گرد آورده بود با خلاقیت خود مردم را پا ی تلویزیون کشا ند ند. آیتم های اصلی و محبوب برنامه را مدیری در کنار لاله صبوری بازی می کرد و همین در حقیقت وجه تمایز  این برنامه با برنامه های پیشین طنز بود.حضور پر رنگ یک بازیگر زن در نقش طنز. چیزی که پیش از ان کسی تجربه نکرده بود و همین می توانست حساسیت بر انگیز باشد . برنامه پیش می رفت . تکیه کلام هایش بر سر زبان مردم  بود تا این که به هر د لیلی شخصیت زن نمایش از برنامه کنار رفت. دلیلش ان موقع میل شخصی خود بازیگر اعلام شد اما خوب چون همیشه وقتی به خبر اعتماد نباشد پای شایعه وسط کشیده می شود و معمولا شایعه ها چیز دیگری می گوید  مدیری در سری جدید برنامه اعلام کرد که دیگر شخصیت مریم در برنامه نخواهد بود اما  آنقدر محبوبیت این شخصیت زیاد بود که با در خواست مردم بعد از مدت کمی  لاله صبوری باز به برنامه بازگشت و برنامه روال عادی خود را

پی گرفت تا نوروز و برنامه های ویژه نوروزی که قرار بود حسن ختامی باشد برای جنگ. 77 مدیری باز شده بود همان آدم سابق که همه می شناختنش و سر ساعت مقرر پای نمایش اش می نشستند.

 

این چند نفر آدم نمایش

 

ما نمایشگران زیادی نداریم همین چند نفر هستند. غفوریان یا شاید عطاران  مهمترین و مطرح ترین شان مهران مدیری. تلویزیون هم ادم ها نمایش های عامه پسند را دوست دارد. یک جوری وابسطه پیوند میان رسانه و مردم است

پس کسی که وارد این گروه می شود خیلی بیرون امدنش دست خودش

نیست. همیشه پیشنهاد وسوسه بر انگیز است که مجاب کننده بازگشت باشد.

مهران مدیری علیرغم گفتن چند باره اش که دیگر برنامه نود شبی نمی سازد باز به صحنه نمایش برگشت .

"نقطه چین" چیزی فراتر از نمایش های قبلی بود . درست کردن تیپ محبوب که طبق معمول بازیگرش نه خود مدیری و چند تکه کلام . برنامه این بار به خاطر افت  مدیری نسبت به کارهای قبلی اش مورد انتقاد شدید قرار گرفت . مدیری اما لجوجانه پای برنامه اش ایستاد و برای اثبات این آخرین نمایش پای نظر سنجی رسمی صدا و سیما را وسط کشید و اینکه مردم "نقطه چین" را بیشتر از آن کار موفق و نقطه اوج "پاورچین" دوست دارند . راست می گفت مردم تماشاچی نمایش بودن. انگار برایش مهم نبود که کار یک جورهایی تکرار گذشته ها و نمایش های قبلی ست. با همان هم انگار تفریح می کرد. "نقطه چین"اما از دو جهت حائز اهمیت است. یکی مخالفت علنی و تندو تیز دیگر برنامه سازان تلویزیون علیه برنامه مثل داریوش کاردان که در چند مصاحبه به شدت از برنامه انتقاد کرد و آن را به آسان گیری و دست کم گرفتن مخاطب متهم کرد و دیگر تحلیل شدن برنامه توسط طیفی از روشنفکران که شاید پیش از این به نظر می رسد اصلا تلویزیون نگاه نمی کنند چه برسد به نمایش عامه پسند."نقطه چین" هم تمام شد وفراموش شد و بار دیگر نمایشگر رسید به نقطه سر خط.

 

نمایش هنوز تمام نشده

درست زمانی که همه فکر می کردن کفگیر برنامه های نود شبی ته دیگ خورده مدیری با برنامه جدیدش از راه رسید و نمایش تازه رو کرد. "پاورچین" با اینکه از بسیاری جهات مثل اتفاق افتادن داستان در یک ساختمان شبیه به برنامه های پیشین بود اما توانسته پرده را کمی آن ورتر بزند و نشان بدهد برنامه های نود شبی  هنوز پتانسیل جذب مخاطب و رقم زدن نمایشی جذاب را دارند. البته این موفقیت را خیلی نمی توان گذاشت به حسا ب مدیری . او فقط باهوشی که دارد همکاران خود را خوب انتخاب می کند . مدیری هیچ گاه ستاره نمایش خودش نبود همیشه خودش رفته در سایه و کسی دیگر را به عنوان ستاره نمایش نشان مردم داده خوب در پاورچین هم داستان همین گونه بود. ابتدا حضور پیمان قاسم خانی به عنوان نویسنده و بعد میدان دادن به  جواد رضویان در نقشی که شاید به این زودی ها در کارنامه اش تکرار نشود . گزاف نیست اگر بگوییم که پاورچین موفق به فرهنگ سازی در جامعه شد. یک سری لغات و اصطلاحات جدید را وارد فرهنگ مردم کرد و به کمک همین ها خیلی از حرف هایی را که نمی شود مسقیم و راست زد به کنا یه گفت و خیلی از خط قرمز ها را رد کرد. استفاده از اصطلاحات پاچه خواری یا بزاندازون انگار راه مناسبی بود برای دور زدن محدودیت ها . به جز این پاورچین از معدود برنامه های نود شبی ست که تکه کلام هایش بعد از پایان برنامه از یاد نرفت و هنوز مورد استفاده قرار می گیرد و کاربرد دارد و در همان جا بود که اصلا سر و کله سرزمین ناشناخته ای به اسم برره پیدا شد. سرزمینی که رسم و رسومات و اخلاقیات مردمش خیلی شبیه به خود ماست و در اصل می تواند استعاره ای باشد از سرزمین مقدسی که همه به آن افتخار می کنیم. بعد از پایان پاورچین مدیری اعلام کرد که دیگر برنامه نود شبی نمی سازم و انرژی انجام این کار را ندارد. نمایشگر می خواست خود را بازنشست کند و از جایی به جای دیگر کوچ کند. جایی که دیگر نمی توانست آن نمایش ساز موفق و پرطرفدار باشد.

 

تب و تاب اولین نمایش

اولین برنامه طنزی که مدیری کارگردانی کرد" ساعت خوش" بود . آن وقتها خبری از برنامه طنز نبود ساعت خوش هم هفته ای یکبار پخش می شد برای بار اول بود که یک سری جوان با ذوق دور هم جمع شده بودن تا نمایشی بسازند بر خلاف نمایش های معمول و مرسوم جوان هایی که می نوشتند و بازی می کردن و همه این ها را مدیری کارگردانی می کرد. برنامه از یک سری آیتم های کوتاه که به هم ربطی هم نداشت تشکیل شده بود. برنامه به سرعت مورد توجه مردم قرار گرفت این مال آن وقت ها ست که تازه د یش  ماهواره سر و کله اش رو پشت بام ها پیدا شده بود ساعت خوش ازان معدود برنامه هایی بود که با شروع شدنش مردم بی خیا ل ماهواره و برنامه هایش تلویزیون را روی شبکه دو تنظیم می کردند و می نشستند به تماشای نمایشی که تا به حا ل هرگز این طوری اش را ندیده بودند. بازیگران نمایش عکس شا ن رفت روی جلد نشریات و هفته نامه ها. مصاحبه رو مصاحبه عکس شان کنار پیاده رو ها فروخته می شد بازیگرها سر خوش از این موفقیت و شهرت برای انجام مصاحبه و شرکت در ا ینجا و آ نجا سختگیری چندانی نمی کردند و همین بهترین حربه برای مخالفان برنامه  که با تکیه بر محبوبیت نمایش سازان که آن زمان چیز بد و نامربوط و خطر ناکی محسوب می شد جلوی برنامه را بگیرند و همه بر و بچه های با ذ وق و ذ وق زده را تا مدتی در پستو. در بازیگران جوان خبری از مدیری نبود . مثل اینکه می دانست شهرت چه بازی خطرناکی ست برای همین از همه جریان ها فاصله گرفت اما خوب او هم در امان نماند از ترکش های واقعه.او هم ممنوع شده بود و مجبور بود چند وقتی را بی نمایش بگذراند. هر چند که به جز این برای نبودنش داستان های دیگری ساخته شد.

که پرونده اش درست بعد بازگشت اش در سال77 توسط یک هفته نامه به جریان افتاد اما هیا هویی درست نکرد و همه بهتر دیدن پی موضوع رانگیرند و داستان را برای همیشه فراموش کنند نمایش ساز محبوب برگشته بود و می خواست باز نمایش بدهد و مردم را سرگرم کند .

 

نمایش تمام شد و رفت پی کارش

مردم چند تا عید را با او گذرانده اند از اولین حضورش به عنوان بازیگر در نوروز 72 بگیر تا ساعت خوش نوروز 77 و جنگ77 و پاورچین و نقطه چین و جایزه بزرگ .

امسال هم همه منتظر بودند او با شب های برره در نوروز سرگرمی خوبی را فراهم بکند که خوب ناگهان همه چیز در حاله ای از ابهام تمام شد. مدیری در حین ساخت شب های برره برای هزارمین بار گفت دیگر برنامه نود شبی نمی سازم . هنوز هیچ چیز معلوم نیست. شاید مثل دفعه های پیش حرفش را فراموش کند و با نمایشی جدید از راه برسد و شاید هم این بار قضیه جدی باشد. شاید تصمیم جدی اش را گرفت برود فیلم سینمایی اش را بسازد ترانه و آواز بخواند کنسرت بدهد کتاب شعرش را چا پ کند موسیقی کلاسیکش را گوش بدهد و از این طور کار ها که خیلی به بازی سازان نمایش های عامه پسند مربوط نیست. کسی چه می داند؟ شاید او اصلا اشتباهی در این میان برخورده. شاید فقط از آن بالا داشته پایین را نگاه می کرده که کسی هل اش داده به سمت آبشار وهمه ناخواسته افتادنش در اینجا راحرکتی قهرمانا نه فرض کرده اند. حالا لابد به هر ترتیبی بوده از آنجا که گویا دوست نمی دارد بیرون آمده و می خواهد برود به سمت و سویی که دوست دارد. بعید نیست آن ورها هم موفق باشد. موفق هم نبود چه باک. اینجا انگار همیشه صحنه نمایش برایش مهیا ست که بیاید و نمایش اش را شروع کند و سرگرمی جدیدی برای عوام راه بیندازد.

 

برره با همه اما اگر ها تمام شد حتی اگر بگویند قرار است چند قسمت دیگر هم ساخته شود تا سریا ل بدون عنوان بندی نما ند البته سریا لی که هر قسمت آن داستان مجزا داشت می تواند پایانی نداشته باشد و اتفاقی هم نیفتد اما دیگر همه می دانند آخر داستان سریال چیز دیگری است.یکی می نویسد (شیر فرهاد روی بیلبورد) تا بگوید قرار داد تبلیغاتی مهران مدیری عامل اصلی اتمام اعلام نشده برره است اما عده ای با استناد به خبری در روزنامه جام جم درباره مشکلات

 ما لی صدا سیما پای کمبود بوجه را پیش می کشد. دنیا دست شایعات است در حالی که دیگر تب شب های برره

فرو کش کرده است . ماجرا هم به خرزو خان هم ارتباط ندارد. کار به جا یی رسیده بود که عزت الله  ضرغا می رییس صدا سیما هم مجبور شد دخا لت کند. رییس صدا سیما وقتی از جلسه پارلمان بیرون می آمد با سوال خبرنگاری مواجه شده بود که از او درباره سریال شب های برره  می پرسد و او مثل آنکه با یک سوال آشنا روبرو شود بحث چند صدایی رامطرح کرده بود و چیزهای دیگری که همه از جنس دفاع بود . این البته می توانست مصاحبه ای فکر شده باشد چون به هر حا ل مشخص نشد که چرا!!!

 

البته باید پوستر برره رو بذارم که نداشتم فعلا این رو ببینید تا پوستر جدید.

 

شنبه 13 مهر1387 توسط مهرانا |



بعضی وقتها بعضی حرفا رو نمی شه به زبان آورد . شاید فقط می شه نوشت
برای مردای بزرگ مردای واقعی که تو گوشه ای از دنیای بزرگ خدا بدون هیچ ادعایی
برای مردم سرزمینشون حرفهایی می زنند
از جنس صداقت
برنامه هایی می سازند که توش می شه همه زشتیها رو قشنگ دید.
می خوام از کسی بگم که سالها است تو دل همه آدمایی که می شناسنش جا داره.
تو شادیهامون شریکه با حرفاش و برنامه هاش بزرگ شدیم
خاطره داریم باهاش خندیدیم به خندیدنی ها و به نخندیدنی ها
یه جاهایی هم مات و مبهوت خوب شنیدیم
به چیزایی که نمی خواستیم و لب گزیدیم
و البته همیشه سرمان را به علامت تایید تکان دادیم.
در مقابل همه نابلدان پر ادعا و حرص از اینهمه جرات که بدرقه اش کردند.
مدیری جوان را فقط سکوت کرد حالا برگشته با موهایی سپید
که هر تارش کتابی از تجربه است و حرفای جدید و دل جوان
و انرژی که حیف تحلیل شد.همه این مدت دنبال مدینه فاضله ای بوده
که ما گرچه دنبالش بودیم ولی با هر قدم ازش فاصله می گیریم.
شاید نباید گفت اما من نمی تونم غم رو تو چشمای کسی بیبنم
که دوسش دارم و دلم نمی خواد لبخند تلخ طنز
از تیغه حسودان از صورتش کم بشه حتی محو بشه
می خوام بگم برای من و دوست دارنت
بودنت گفتنت عزیز است و محترم پس به کوری حسودانت
تا همیشه بمان و بگو...

Eshgh_mehran@yahoo.com

تا همیشه بمان و بگو...
مصاحبه مجله فیلم مجموعه 77 سال 77
پوستر و ...
شب خاطر انگیز
جیگی خودم و جیگر دیگران...
شیرین عسل
چشم اندازه بیست سوالی
مصاحبه 40 چراغی
به نام او
به نام آنکه عشق را آفرید.

دریافت جدیدترین نرم افزز ها
سایت تخصصی موبایل
سرویس وبلاگ رایگان سپهر
هاست و دامنه برای وبلاگ
خدمات هاستینگ و دامنه
فتوبلاگ رایگان
دانلود موزیک
تبلیفات رایگان
مدیری فنز (گروه هواداران مدیری)
ریحانه جون (مهران مدیری)
آتنا جون (مهران مدیری)
پرستو جون (مهران مدیری)
نوشین عسلم/ایمان عزیز (بهرام)
رهگذر(دوستدار پیام دهکردی)
نازنین جون (مهران مدیری)
سینمای ما
عکس بازیگران و بیوگرافی...
عکس بازیگران...
محیا جون (شاسخین و بازیگران)
عسل نازنین (100 دل عاشق سینما)
بابک برزویه محترم (عکاس)
میلاد یه دوست...
بانوی ایرانی
طرفدار مدیری
سارا جون ( آسمون شهر )
متین عزیز(آموزش هنر عکاسی و فیلمبرداری کلاسیک)
تارا جون (نیایش)
آناهیتا عزیز و گل (دانستنیها)
سلطان(جشنواره سینمای ایران)
کیمیا جون(عاشق و آشنا)
سحر گیلاسی (گیلاس آبی من)
فرشته (عشق )
سروش (داستان عشق)
رایکا سافت(محمد رضا )
حامد (ما همه چالیم)
شادی عزیز(پوسترهای سینمایی)
نسیم عزیزم
خاطرات یه لیمو کوچولو ترش
محمد صالحی نیایک دوست(موسیقی.ادبی)
مهدی عزیز(طرفدار ترانه علیدوستی)
مهدی یه دوست(ع+ش+ق)
کورش بزرگ
هنر نو (کسری )
زیباترین مطالب و عکس ها
تاریخ و تمدن و فرهنگ ایران
جومونگ
ایمان (بيا تو كلوب Come2Club )
امیر تجویدی(سینما)
قالب وبلاگ

RSS 2.0
http://i35.tinypic.com/111towp.gif

Designed By ParsTheme