|
به نام او
گذرم از کوچه احساس به عشقبازی کبوتر اوفتاد به لحظه نازی که مجنون به دلخوشی لیلی قصه جان داد.هر چند از توان درکش خالیست هر چند رسم مین و مشک بی آب برایم حکم بازیست. اما ساده فهمیدم پیشکشی را به این مردی خریداری جز خدا نیست.
به این ره عاشق را باید به سر دوید
دگر جای دست و پا نیست.
در زمانی که نامردی کسب و کار بود او قیام کرد و فریاد زد:
عشق کسب و کار من است.
اینم یک پوستر از همیشه پای یک زن در میان است که امیدوارم رکورد آتش بس و اخراجی ها رو بزنه

البته من یه پوستر دیگه هم درست کردم که متاسفانه موفق نشدم بذارم ولی در اسرع وقت میذارم
عوضش عکسی از موارد آزار و اذیت کیانوش توسط شیرفرهاد رو گذاشتم امیدوارم خوشتون بیاد یادش بخیر .
ههههههههههههههههها ای یاد چی بخیر ؟ها ما که فعلا وباشیم. ها ای منم سلام در وکنم .خوب منم منظورم اینکه یادش بخیر کیانوش رو اذیت می کردی. ها خیلی خوب بید یادش بخیر . ای بابا منم که همون رو گفتم خوب بابا باشه بی خیال الان شر می شه ...
 |